ه‍.ش. ۱۳۸۵ دی ۹, شنبه

ذبح انسان در عید قربان !

سنت جدید مرتجعین خمینی صفت



خبر کوتاه، ولی چندش آور بود. در اولین درخشش های سپیده ی سحر شنبه 30 دسامبر 2006 برابر با عید قربان مسلمانان جهان، مردی را به مذبح بردند و در پای سیاست های بین المللی ذبح کردند. صدام اعدام شد. آنهم در سحرگاه عید قربان!! سنتی جدید در مذهب خمینی صفتان، پایه گذاشته شد. اینبار بطور رسمی انسانی را بجای گوسفندی در عید قربان ذبح کرده اند. کاری را که حتی خدا، ابراهیم را از آن با فرستادن گوسفندی منع داشته بود. اعدام صدام در سحرگاه عید قربان یک پیام از طرف مرتجعین به جهان است. مرتجعینی که ابا نخواهند داشت که قربانی های عید قربانشان را با انسان ها تعویض کنند. اینکار با هدف مشخص ایجاد رعب و وحشت در منطقه صورت گرفته است. عمق پیام را در وحشیگری و درندگی این جانیان باید گرفت. نوری الملکی دوست نزدیک آخوندهای حاکم بر ایران صبح امروز در تلویزیون های بغداد در حال امضا کردن حکم اعدام صدام در روز قربان نشان داده شد.

صدام دیکتاتور بود یا نه؟ جنایتکار بود یا نه؟ اینرا تاریخ آینده، مستقل از شرایط فعلی منطقه و جهان کنونی خواهد نوشت و قضاوت خواهد کرد. باید از این مقطع تاریخی دور شویم و هیاهوها و کف های روی واقعیات را کنار بزنیم تا بتوانیم رای به بیگناهی یا مجرم بودن او بدهیم. ولی هر کس که اندکی بینش سیاسی داشته باشد می داند که محاکمه و حکم اعدام صدام یک تصمیم سیاسی بود و نه یک تصمیم عدالت خواهانه و حقوق بشری. وجود دیکتاتورهای بدون مجازات در مصدر دولت ها در هر گوشه ی جهان اینرا به اثبات می رساند. پرونده ی هر رئیس دولت یا رئیس جمهوری در جهان کنونی به حد کافی سیاه است که بتوان هر یک از آنها را به محاکمه کشید، ولی این بازی شطرنج سیاست جهانی در حذف یا نصب مهره ها فقط وفقط در منافع اقتصادی ادامه پیدا میکند و هیچ عدالتی بر آن حاکم نیست.

آری در شرایط کنونی با پنهان بودن بسیاری از حلقه های تحقیق، نمی توان صدام را محکوم کرد، همانطور که نمی توان از او حمایت کرد. این نقش ما نیست. صدام رفت با حلقه ای بر دور گردنش ساکت و آرام، حتی نخواست که کیسه ی سیاه را روی سرش بکشند. در انتشار خبر اعدام او، بنا به گزارش خبرگزاری ها، بغداد و دیگر شهرهای عراق آرام بودند. فقط در مناطق شیعه نشین چند شلیک هوایی شنیده شده. عراق در سکوت فرو رفته بود. شاید که شوک ذبح انسان در سحرگاه عید قربان، قلبهای عراقی ها را نیز از آینده ای که در انتظارشان است لرزانده بود.



امروز تنها خمینی صفتان جشن خواهند گرفت و این ذبح را گرامی خواهند داشت، چرا که روش و سنتشان هرگز جز این نبوده است. ولی من به عنوان یک انسان، خبر این ذبح گیجم کرد. منی که ذبح گوسفندان در مقدم انسانها را نیز هرگز شایسته ندیده بودم. اینبار به خود لرزیدم. یادم آمد زمانی دور، آنگاه که کودکی بیش نبودم، روزی سحرگاه عید قربان با صدای بع بعی از خواب بیدار شدم و از پنجره به حیاط خانه نگریستم. مردی گوسفند کوچکی را روی زمین انداخته و سرش را می برید. من از حال رفتم و بیهوش شدم. بعد از آن دیگر هرگز گوسفندی در خانه ی ما ذبح نشد.

امروز دلم می خواست کار به همین سادگی بود. کاش این آشفتگی من می توانست ذبح انسانها را متوقف کند. دلم میخواست که ابراهیم هرگز خوابهایش را جدی نگرفته و پسرش را برای هدیه به خدا به قربانگاه نمی برد. دلم میخواست که خدا او را با تحکم و خشم از اینکار باز میداشت، بجای اینکه برایش گوسفندی برای ذبح بفرستد. کاش عید قربان از تاریخ جشن های مسلمانان برداشته می شد. کاش هیچ عیدی برای ذبح کردن هیچ مخلوق زنده ای وجود نداشت. هرگز این عید را دوست نداشته ام. ولی امروز از آن متنفر شدم.

در شرایطی که حکم اعدام هر روز بیشتر از روز قبل مورد اعتراض مردم کشورهای مختلف قرار میگیرد و در حال حذف شدن از قوانین بشری است. میدانم که این ذبح انسان در روز عید قربان یک اشتباه بسیار مهلک از طرف مرتجعین است. اشتباهی که نتایج آن را بزودی در انفجار خشم مردمی که ازاین جنایات و وحشیگری ها به جان آمده اند خواهند دید

شنبه 30 دسامبر 2006 برابر با« عید قربان ! »

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر