ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

آزادی بیان صدقه نیست، یک حق است.



ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد آزادی عقیده و بیان میگوید : "هر كس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد."- و البته که این بند شامل همه میشود، چه کسانی که در داخل رژیم های دیکتاتوری زندگی میکنند و باید برای حق آزادی بیان خود مبارزه کنند ...و چه کسانی که در جوامع آزاد زندگی میکنند و باید بتوانند به هر شکل ممکن عقاید، سئوالات، ابهامات، نقدهای خود را در هر زمینه ای مطرح کنند. آزادی بیان حق مقدس هر فردی است که نباید به آن به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی تجاوز شود. مسئولیت تک تک ماست که از آن حراست کنیم و به محدود کردن آن تحت عناوین مختلف مشروعیت ندهیم. 

عاطفه اقبال - 1 دی 2010
  

۲۴ نظر:


  1. درود بر شما خانم عاطفه عزیز
    بعضی وقتها ( البته امروزه دیگه بیشتر وقتها) آدم چیزهائی می بینه یا میشنوه یا میخونه که مردمک چشمهاش میشه اندازۀ نعلبکی و سه چهار تا شاخ ناقابل کرگدن هم از سر و گوش و بینی اش سبز میشه!!!ـ
    اون قدیم قدیمها فکر میکردم که برای انسانهای آگاه و روشنفکر و بویژه مبارز؛ عدالت خواهی یک مقولۀ کاملاً لازم و ضروری و بدون شک با تئوری و پراکتیک روزانه اشان است. ولی انگاری این مال همون قدیم قدیما بوده و الان مدتهاست که دیگه " ــ ساکت! ــ برپا! ــ برجا! " درس اول اکابر ژنرالهای دو روزه شده!! هیچ گوش شنوائی هم برای تغییر نمیشه پیداا کرد. اما هر چقدر هم که شخص یا اشخاص را خوش آید یا نه، باید که کوبید و توفید و بانگ زد... و از "حق" دفاع کرد و "ناحق" رو رسوا. اونجاست که پای ماده و تبصره و اصل و اعلامیه میاد وسط و باید عده ای هم باشند که هی ... مرتب اینو گوشزذ و یادآوری کنند تا حواسها کمی جمع بشه و بعدها هم گفته نشه " کی بود کی بود؟ من نبودم!"!! اینجاست که ارزش اینکار شما خانم عاطفه دیده میشه. درود برشما خانم عاطفه

    23 décembre 2010, à 00:55

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها

    1. آقای بیدار با تشکر از شما . راستش من فکر میکنم اگر در برابر هر کسی، تاکید میکنم - هر کسی ما جرات نکنیم حرفمان را بزنیم و از هم برای آزادی بیان و اندیشه مان دفاع کنیم. دیگر صحبت از روشنفکری و آزادیخواهی و مبارزه حرف مفت است. .

      23décembre 2010, à 01:08

      حذف
    2. به یک سئوال خیلی ساده باید تک تک ما پاسخ بدهیم : برای چه مبارزه میکنیم؟ آیا برای این نیست که آزادی را به کشورمان باز آوریم و جلوی بی عدالتی ها بایستیم. اگر در همین فیس بوک بخواهیم به محدود کردن آزادی بیان زیر هر نامی مشروعیت بدهیم دیگر این مبارزه ما هیچ مشروعیتی ندارد و ولی معطلیم!

      اینکه تا کسی حرف زد . یک پاسبان فیس بوک پیدا شود و بگوید : جلوی دهانش را بگیرید و حکم دستگیریش را صادر کند و اینکه فلانی را چون از حرفش یا سئوالش خوشمان نیامده، پس ریپورت کنید و از لیستتان حذفش کنید. دیگر ما برای چه چیزی مبارزه میکنیم؟ بهتر است بساطمان را جمع کنیم و برویم خروس قندی بخریم.باید این بساط را جمع کرد. و تک تک ما در این وسط مسئول مشروعیت دادن به این فضا هستیم.

      23décembre 2010, à 01:21

      حذف
  2. قانون به بسیج عمومی عقاید منتهی میشود /آزادی فکر در هر صورت امری مقدس می باشد /سیمون دو بووار
    23décembre 2010, à 13:20

    پاسخحذف

  3. عاطفه عزیز اگر به شعور انسانها اعتقاد داشته باشیم باید به آزادی بیان نویسنده و خواننده احترام بگذاریم. نویسنده میتواند هر چه خواست بنویسد و خواننده هم باید حق داشته باشد که سوال کند . لازم نیست همیشه نظرها برای تایید مطلبی باشد. از این بحث ها و سوال و جواب ها است که میشود در یک محیط مجازی به صحت و سقم مطلب و نیت نویسنده پی بردو پس ا آن قضاوت به عهده خود خواننده است.این مسئولیت برای نویسنده در همه جای دنیای آزاد مرسوم است . هیچ کسی نمیتواند چیزی بنویسد که صحیح نباشد و بتواند از زیر مسئولیت آن در برود. .

    23décembre 2010, à 14:45

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گل کوی عزیز با سلام، با شما کاملا موافقم که اگر به شعور انسانها معتقد باشیم به آزادی بیان احترام خواهیم گذاشت. ولی اتفاقا در اینکه نویسنده هر چه میخواهد می تواند بنویسد شعار من نیست. فکر میکنم آزادی بیان با این مسئله فرق دارد.


      به توهین و تهمت و ناسزا دادن نباید بنام آزادی بیان میدان داد. چون اتفاقا این یکی از شیوه های برخوردی است که برای ترساندن دیگران و محدود کردن آزادی بیان بکار میرود. میتوان اگر کسی خبری یا سئوالی را نوشت به او جواب داد یا از او در مورد محتوای خبر پرسید ولی او را نباید متهم کرد. مگر اینکه بطور مشخص سند اتهامش در دست باشد

      23décembre 2010, à 15:35

      حذف
    2. حکم جلب بین المللی در فیس بوک برای ریپورت و حذف کردن یکنفر صادر کردن غیر اخلاقی، غیر سیاسی، و ضد آزادی بیان است. فقط به این دلیل که یکی حرفی را که ما قبول نداریم یا خوشمان نمی آید را نوشته است.

      مسلما اگر کسی به گروهی یا فرد دیگری توهین کند میتوان منطقی با او برخورد کرد. و اگر ثابت شد که کسی جاسوس وزارت اطلاعات است باید از فیس بوک بیرونش انداخت . ولی باید آنرا ثابت کرد. به هر مخالفی نباید بلافاصله مارک مزدور رژیم زد. به اینصورت است که دمکراسی اجرا خواهد شد. اگر ما امروز این فضا را بین خودمان ایجاد نکنیم فردا مطمئنا نخواهیم توانست در مملکتمان آنرا تضمین کنیم

      23décembre 2010, à 15:40

      حذف
    3. عاطفه عزیز سلامت باشی. به نظر من هر نویسنده ای باید مسئول نوشته اش باشد. هر جای دنیا هم در هر روزنامه و مجله ای کسی چیزی بنویسد مسئول صحت و سقم آن است و باید جواب بدهد. این که کسی آزادی بیان را سپر کند برای اینکه دروغ بنویسد و شایعه پراکنی کند واز جواب سوالات هم با مطلوم نمایی طفره برود آزادی بیان نیست.من خیلی ها را از پروفایل خودم بیرون کرده ام برای اینکه نمی خواهم مزرعه وزارت اطلاعات باشم. خیلی وقت ها هم پروفایل خیلی ها را در صفحه ام گذاشته ام و هشدار داده ام. کسی برای کسی در فیس بوک تصمیم گیری نمی کند هر کسی مسئول صفحه خودش است.

      23décembre 2010, à 16:23

      حذف

    4. در ضمن من به تجربه دیده ام که آن که دمش به جایی وصل باشد هر چه هم زیرکانه عمل کند معمولا با کامنت های ناشیانه خودش را لو میدهد .
      این است که اینها را پیدا کردن عقل زیادی هم نمی خواهد و لازم نیست کسی برایشان حکم صادر کند تا آدم بفهمد منشا عملشان چیست. به هر حال تو خودت تجربه ات بیشتر است . من به احترامی که تو برای آزادی بیان قائل هستی احترام میگذارم .

      23décembre 2010, à 16:28

      حذف

    5. گل کوی عزیز . با شما موافقم که هر نویسنده ای باید مسئولیت نوشته اش را به عهده بگیرد. اینکه شما تصمیم بگیرید کسی را از صفحه خود بیرون کنید کاملا حق شماست. من هم همین را میگویم که هر کس مسئول صفحه و نوشته های خود میباشد ولی حکم جلب صادر کردن بطور خطی از طرف یک نفر مشخص درست نیست. این حکم جلب دیروز به دست من و خیلی های دیگر نیز رسید. نمیخواهم اینجا نام ببرم. ولی این محدود کردن آزادی بیان در فیس بوک محسوب میشود و اگر تک تک ما زیر بار پاسبان های فیس بوک نرویم این موارد دیگر پیش نخواهد آمد. موفق باشید

      23décembre 2010, à 16:32

      حذف

    6. عاطفه جان کسی که تفنگ بالای سر کسی نگذاشته. خیلی ها به هم ایی میل میزنند یا توی پروفایلشان به هم هشدار میدهند. . دمکراسی این نیست که وزارت اطلاعات هر چه خواست بگوید و بکند و بعد اگر کسی ازش سوال کرد و یا گفت این را حذف کنید بشود دیکتاتور..من فکر میکنم در گیر و دار بحث آزادی بیان مسئله اصلی که همان ارتش سایبری جمهوری اسلامی باشد فراموش شده. هر کی خواهر و برادر گفت لاجرم مبارز و همیار نیست. به هر حال این نظر من است و نظر شما وهمه هم محترم است.

      23décembre 2010, à 16:45

      حذف
    7. گل کوی عزیز وقتی یک نفر برای همه مینوسید : فلانی را فوری حذف و ریپورت کنید !!! چه معنی میدهد؟ معلوم است که در فیس بوک نمیشود تفنگ بالای سر کسی گذاشت ولی این شیوه تفنگ گذاشتن در فیس بوک است. ترس و وحشت ایجاد کردن از مارک مزدور وزارت اطلاعات به هر کسی که حرفی خلاف نظر ما زده است. من با این موافق نیستم.
      کاملا حق با شماست که نباید بگذاریم در فیس بوک وزارت اطلاعات وارد شود و هر چه دلش میخواهد بگوید و جاسوسی کرده و بین ما تفرقه بیندازد ولی خود ما هم نباید نقش وزارت اطلاعات را برای خودمان بازی کنیم. درون خودمان یک زندان و بازجویی کوچکتر درست نکنیم.
      من هم اگر با موضوعی نادرستی در فیس بوک روبرو شوم. مثل کسانی که نسبت به مجاهدین ویدئوهای آنچنانی درست می کنند و میگذارند به طرف مقابل هشدار میدهم و به دوستان میگویم سری به صفحه اش بزنند تا خودشان قضاوت کنند ولی حکم صادر نمیکنم که : ببیند، ریپورت کنید، دستگیر کنید. آدرسش کجاست؟ پیداش کنید و ... این نوع برخورد از طرف هر کسی که باشد ،شرم آور است.

      23décembre 2010, à 16:53

      حذف

    8. عاطفه جان من گمان میکنم هم باید نسبت به آزادی بیان حساس بود و هم نسبت به وزارت اطلاعات . همانطور که نوشتم کسی لازم نیست به آدم بگوید. این ارتش سایبری ماشالله اینفدر احمق است که با کامنت های خودش خودش را لو میدهد.

      23décembre 2010, à 16:56

      حذف

    9. گل کو جان فکر میکنم در طی زندگی مبارزاتی ام از دوران نوجوانی بحد کافی با چه ارتش حقیقی و چه ارتش مجازی دشمن چنگ در چنگ بوده ام که بتوانم مامورینش را در فیس بوک و اینترنت تشخیص دهم و هرگز کسی را به جرم بیان عقیده اش به مامور وزارت اطلاعات بودن متهم نکنم. کمی انصاف داشته باشیم

      23décembre 2010, à 16:56

      حذف
    10. ضمنا، شما دیده اید که من سالهاست به بسیاری نوشته های نادرست پاسخ داده ام و نقد نوشته ام و اتفاقا اگر اینجا میتوانم جلوی این قبیل حرکات نادرست بایستم برای این است که همیشه پشت کسانی بوده ام که به آنها ناحق توهین شده است. به نظر من دفاع از انسانیت و حق مرز خودی و غیر خودی نمیشناسد. و نباید به خودی و غیر خودی در فیس بوک دامن بزنیم. باید یک حلقه متحد مبارزه بر علیه رژیم جنایتکار آخوندها ایجاد کنیم و به تفرقه پا ندهیم.

      23décembre 2010, à 17:25

      حذف
  4. برای انقلابی آزادیهای انقلابی شوخی بردار نیست /بقیمت خون بدستش آوردیم و تا پای جان هم از دستش نخواهیم داد.
    23décembre 2010, à 16:13

    پاسخحذف

  5. آزادیهای انقلابی یعنی‌ چی‌ ؟ و چه فرقی‌ است میان آزادیهای انقلابی و غیر انقلابی ؟.... هیچ !!! آزادی آزادی است ! و این آزادی در هیچ کجای جهان نمیتواند با هم فرق داشته باشد ! چرا که آزادی با انسان به دنیا می‌‌آید و من به یاد ندارم که جایی‌ خوانده باشم که مثلا آزادی یک آفریقایی با آزادی یک فرانسوی با هم فرق دارند و طبیعت به هریک آزادیهای ویژه‌ای داده باشد !! اینکه انسانی‌ بتواند با صدای بلند بیندیشد و این اندیشیدن هم بار آخرش نباشد آرزوی همه ی انسانهاست چه انقلابی و چه غیر انقلابی !! اما نخواهیم آنقدر خشک اندیشه باشیم که جانمان را برای افکارمان بدهیم ! چرا که افکار میتوانند امروز بجا و پسندیده باشند اما فردا که اندیشه ی بهتری آمد این فکر قدیمی و دمده شود ! و ما جان را برای یک فکر دمده شده داده ایم !!! اندیشه چون رود است ! پویا و جاری ! اگر چنین نباشد مرداب است ... آزادی هم آن اقیانوس بزرگ تمام بشریت است که در کنار هم با تمام تفاوت‌های رنگی‌ ، نژادی ، دینی ، فرهنگی‌ ، زبانی و غیره به یک ستون احترام میگذارند و آن هم قانون است ... قانونی برای همه با هر عقیده هر مرام ...‌ای میهن ای هم میهنم ... آزادیت باشد بکام

    23décembre 2010, à 16:27

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آقای رحیمی عزیز بحث جالبی را مطرح کردید که جای آن دارد به آن سر فرصت بپردازیم. موفق باشید

      23décembre 2010, à 16:34

      حذف
  6. عاطفه خانم عزیز همت شما را در زنده کردن ماده 19 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در این صفحات, تقدیر می کنم. زنده باد آزادی بیان

    28décembre 2010, à 11:38

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آقای هادی خرسندی عزیز، از شما بی نهایت متشکرم. کامنت شما در دفاع از آزادی بیان بعنوان هنرمندی متعهد و مستقل و همچنین انسانی آزاده بسیار برای من ارزشمند است. همیشه سربلند و پایدار بمانید با احترام

      29décembre 2010, à 00:56

      حذف
  7. ممنون. رعایت حقوق بشر پدیده ای نوین در چند دهه گذشته است که ایرانیان تازه دارند با ان اشنا میشوند. باید در مبارزات و جنبش مردم بیشتر به این مقوله توجه کرد

    25mai 2013, à 19:28

    پاسخحذف
  8. فکر میکنم که باید از حالا یاد بگیریم که دمکراسی را ازاینجا تمرین کنیم تا بتوانیم در ایران آزاد آنرا کاملا اجرا کنیم. این تضمین آینده است. یادمان باشد که در ایران آزاد آینده اگر به دمکراسی واقعی معتقد باشیم هر حزب و گروهی میتواند فعالیت داشته باشد تا قبل از اینکه حرکت خشونت آمیر داشته باشد. پس بیایم از حالا دمکراسی را رعایت کنیم.

    23décembre 2010

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خیلی جالبه این کامنت سه سال پیش شیرین نریمان ، و اینروزها ثابت کرد که خیلی تمرین دمکراسی داشته !

      29 juillet 2013, à 01:46

      حذف

    2. اوووووووه سه سال پیش ....!!!!!
      چه حرفها احمد جان؟؟ توی سه سال استراتژی ها تغییر میکنه اونم بدون زدن یک کلمه حرف! دیگه چه برسه به حرفها و کامنتها!

      29juillet 2013, à 02:01

      حذف